خدا یا ممنون به دست اوردم اونچیزیو که می خواستم ولی بهای خیلی سنگینی دادم خیلی خیلی سنگین ولی اون ارزششو داره ادمیزاد جایزو الخطاست شاید این اتفاق واسه ی من ژیش میومد مسلما انتظار بخشش داشتم می بخشمش گرچه خیلی سخت خیلی تلخ وخیلی ناگوار بهش رسیدم ممنونم خدا مطمئنم ارزششو داره
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 10:16 توسط مسعود
|
هرکی این مطلبو میخونه عزیزم حالش خوب نیست لطفا دعا کنید حالش خوب شه ممنون اگه دعا کردین وممنون اگه دعا نکردین
+
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 10:10 توسط مسعود
|

عشق اگه دو طرفه باشه اخرش مردنم باشه طوری نیست ولی اگه یه طرفه باشه اخرش که چیزی نیست مردنم حتما اخرشه
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 9:44 توسط مسعود
|

سعی تلاش جنگیدن شکستن از نو ساختن بعد از امید بعد از ارزو رسیدم به قله رسیدم بلندترین قله ی دنیا قله ی تنهایی قله ی حسرت قله ی من
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:23 توسط مسعود
|

از تنهایی به هیچ رسیدم و از هیچ به گذشته ای تلخ و از گذشته به تنهایی که اول و اخر است
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:18 توسط مسعود
|
اولا وقتی به دریا نگاه میکردم خیلی دوسش داشتم چون میدیم خودشو به ابو اتیش میزنه تا به ساحل برسه ولی حالا دریا واسم قشنگ نیست چون اونم داره غرورشو واسه یه کار محال میزاره زیر پا
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:12 توسط مسعود
|
چقدر نمناکو غمگین غم قصه خیلی سنگین
نه امیدی نه راهی پشت پنجره ی رنگین
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:58 توسط مسعود
|
دوتا حسرت یکی مال من یکی مال اون دوتا تنها یکی من یکی اون
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:22 توسط مسعود
|
سکوتم از رضایت نیست ولی راضیم به سکوت راضیم چون راهی چون رضایت ندارم
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:8 توسط مسعود
|
دوست داشتم دوست دارم ولی حق اینکه دوست داشته باشم ندارم ولی تا موقعی که بشه دوست دارم
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:3 توسط مسعود
|